تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

ماهي قرمز حدود 150 سال است كه وارد سفره هفت سين ايرانيان شده  ؛   اما اين  حضور،  به حدي در بين جامعه ايراني  ريشه دوانده و جزئي از فرهنگ ما  شده  كه هيچ هفت سيني را بدون ماهي قرمز نمي توان يافت  ؛ همين امر باعث شده  هر ساله در بين فاصله چند روزه قبل از نوروز تا پايان تعطيلات نوروزي چند ميليون ماهي قرمز در منازل ويا محلهاي عرضه از بين بروند  .

آيا واقعا مي توان با تبليغ اين موضوع كه ماهي قرمز جز هفت سين ايرانيان باستان نبوده و با دعوت مردم به نخريدن آن ، ميزان مرگ و مير ساليانه اين گونه  را كاهش داد ؟  جواب مثبت خواهد بود اگر بتوانيم با اين سنت غلط مبارزه كنيم ولي آيا اين مبارزه امكان پذير است ؟

تلويزيون ،  روزنامه ها ، مجلات و حتي كارتهاي تبريك نوروزي،  الگويي از هفت سين  ، در ذهن و ناخودآگاه ما بوجود آورده  اند كه نوروز بدون ماهي قرمزبرايمان غير قابل تصور است ! در كداميك از نقاشي هاي كودكانه هفت سين بدون ماهي قرمز وجود دارد ؟!.

براي مبارزه با اين سنت غلط بايد تمامي اين موارد اصلاح شود و ماهي قرمز از تصاوير نوروزي حذف شود  تا اين الگوي جديد جايگزين الگوي قبلي شود ؛   هنگامي كه كودكانمان هفت سيني بدون ماهي قرمز ترسيم كردند آنگاه مي توان مطمئن شد  كه ماهي قرمز ديگر جان خود را براي يك سنت غلط از دست نخواهد داد ! .

 اما راه ديگري هم براي كاهش مرگ و مير ساليانه اين گونه وجود دارد و آن اين است كه آموزشهاي لازم براي نگه داري اين گونه را به افراد جامعه بدهيم و مانند سالهاي گذشته از آنها بخواهيم پس از اتمام تعطيلات نوروزي  ماهي قرمز خود را درون استخرها و يا بركه ها رها كنند تا شانس بيشتري براي حيات داشته باشند .

                                 

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 15:23  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

يكي از دوستانم براي انجام پايان نامه خود مجبور بود ماده شيميايي را از طريق سياهرگ دمي وارد جريان خون رت كند ؛  مسئله اي كه به ظاهر امري آسان و عادي تلقي مي شود  اما  سياهرگ دمي رت   از سوزن  تزريق كوچك تر است و براي تزريق شگرد ويژه اي وجود دارد ؛ از طرف ديگر هنگام تزريق نبايد جانور را بيهوش كرد  ! بدست آوردن اين اطلاعات درباره تزريق دمي هشت ماه زمان برد اما  در تمام  پايان نامه هاي مشابه  براي ورود ماده شيميايي به بدن حيوان  ، جانور را بيهوش كرده بودند و در برخي پايان نامه ها  تزريق به جاي سياهرگ در سرخرگ صورت گرفته بود ! نتيجه مشخص است  ، هيچ كدام نتوانسته بودند ماده شيميايي را وارد خون جانور كنند و ماده شيمايي پس از تزريق به جاي گردش خون وارد پوست جانور شده بود  و  تمام نتايجي كه پس از اين تزريق بدست آمده بود اشتباه بود !

در پايان نامه ديگري ، دوست عزيزي براي بررسي اثر عصاره  الكلي يك گياه  بروي بيماري صرع ، عصاره الكلي را در سرم تزريقي حل كرده و به سلوم جانور تزريق كرده بودند و نتايج بسيار جالبي از اثر عصاره الكلي اين گياه بروي بيماري صرع گرقته بودند اما چيزي كه مشخص است اين است كه عصاره الكلي در آب ( سرم تزريقي) حل نمي شود بلكه  امولسيوني ايجاد مي كند كه به هيچ عنوان وارد جريان خون جانور نمي شود !

جالب ترين پايان نامه مربوط به عزيزي بود كه بروي يك جنس از گلسنگ كار كرده بودند و با چهار بار نمونه برداري ، نقشه پراكندگي اين جنس را در استان ارائه كرده بودند !!! از طرف ديگر براي پر بار شدن پايان نامه اقدام به استخراج ژنوم گونه هاي مختلف اين گلسنگ كرده و متوجه شده بود كه دو گونه كه بسيار شبيه به هم هستند 30 % در ژنومشان اختلاف دارند !  عموما براي فيلوژني بين گونه هاي گلسنگ  ويا كارهايي ماند RAPDويا RFLP از عنصر قارچي  گلسنگ استفاده مي شود ؛ از طرف ديگر استخراج ژنوم گلسنگ كار بسيار مشكلي است كه امكانات زيادي را مي طلبد و حضور پلي ساكاريدها و تركيبات فنولي بسيار در گلسنگ ، استخراج ژنوم  عنصر قارچي را مشكلتر مي كند ؛  وقتي از ايشان سوال كردم كه چگونه موفق به اين كار شديد و چگونه تركيبات پلي ساكاريدي و فنلي را از محيط حذف كرديد متوجه شدم ايشان براي استخراج ژنوم از شيوه اي كه براي گياهان عالي مرسوم است استفاده كرده است  و تركيبي از ژنوم قارچ و جلبك به همراه پلي ساكاريدها ؛ يك اسمير وحشتناك ايجاد كرده بود كه هيچ ارزش علمي نداشت ، حال اينكه اين نتايج چگونه تفسير شده بود و اين 30% از كجا آمده بود خدا عالم است ! .

خوشبختانه امكانات آزمايشگاهي دانشگاه ها هر ساله  در حال بهبود است اما عدم وجود متخصص جهت راهنمايي دانشجويان و گوشزد نمودن اشتباهات آنان باعث مي شود  گاها پايان نامه هايي غلط و گمراه كننده اي  نگارش شود كه با اينكه نمره بالايي در جلسه دفاع كسب كرده اند  !!! اما هيچگونه ارزش علمي ندارند و بدبختانه عده  ديگري براي انجام آزمايشات خود به همين پايان نامه ها استناد مي كنند .

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 0:8  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

در 15 فوريه 2001 يكي از روزنامه هاي  محلي شهر زنيكا -  واقع در كشور بوسني – خبر كشف لاشه موجود ناشناخته اي را در يكي از خيابانهاي اين شهر ، تحت عنوان هيولاي بوسني به چاپ رساند  .

 چهار روز بعد  ،  مجددا همان روزنامه  ، اين جانور را  گونه اي ناشناخته ما بين دوزيستان و پستانداران  معرفي كرد كه تاكنون از ديد آدمي پنهان مانده .  اين خبر باعث شد شايعات بسياري درباره اين جانور در كشور بوسني شكل بگيرد  و  علاوه بر آن  اشخاص زيادي هم ادعا كردند كه موجودي مشابه هيولاي بوسني را در اطراف منزل خود مشاهده كرده اند ! .   

يك هفته پس از اين خبردكتر آرناتوويچ معماي هيولاي بوسني  را حل كرد  و به  شايعات پايان داد  .

 بنا به گفته دكتر آرناتووبچ ، لاشه متعلق به قاقم  بخت برگشته اي است كه توسط شكارچيان غير مجاز شكار شده و شكارچيان قبل از رها كردن لاشه در خيابان ، پوست حيوان را به خاطر خز آن جدا كرده اند !

 

                                          راست : قاقم . چپ : هيولاي بوسني

_____________________________________________________

 

+ كريپتيدهاي ديگر : پلسي اوسار  ، لاشه ژویو مارو ، پري دريايي ، پري ايراني ، يتي ، چوپاكابرا  ، سرپنت ( مارهاي دريايي ) .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 1:32  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin