تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

(قسمت دوم)

سحرگاه 25  آوریل 1977 ، کشتی ژویو مارو (Zuiyo-Maru)  به سمت نیوزلند در حرکت بود . آبهای نیوزلند زیستگاه نوعی ماهی به نام ماکرل (mackerel) است  که کاپتان کشتی ژاپنی  ژویو مارو را به جهت صید این ماهی به  آبهای نیوزلند کشانده بود .

چند ساعت پس از پهن کردن تور،  خدمه کشتی به جای ماکرل ، جسد نیمه فاسد جانوری را در تور خود یافتند که 10 متر طول و در حدود 2 تن وزن داشت  !.

خدمه در ابتدا تصور کردند که جسد متعلق به یک نهنگ است ؛ اما پس از انتقال لاشه جانور  به عرشه کشتی   ، این تصور به سرعت تغییر کرد و  همگی شاهد جسد  موجودی بودند که  شباهت زیادی به  خزندگان آبزی دوره کرتاسه داشت (شکل 1) .

کاپیتان ژویو مارو که ناخواسته صاحب عجیب ترین یافته قرن بیستم در زمینه کریپتوزئولوژی شده بود ترجیح داد لاشه متعفن این جانور عجیب را به دریا برگرداند تا باعث  آلوده شدن ماهی های صید شده نشود ؛ اما بخت با دانشمندان یار بود و طنابی که جسد با آن به دکل وصل شده بود  پاره شد و لاشه جانور بروی عرشه سقوط کرد.

carcass

شکل 1 . لاشه  ژویو مارو صید شده در سال 1977.

 

این بهترین فرصت برای میچیهیکو یانو(Michihiko Yano)  یکی از خدمه های کشتی بود تا بتواند این جانور را از نزدیک مطالعه کند . یانو که  ارزش این لاشه را به خوبی درک کرده بود بخشهایی از لاشه جانور را جدا کرد تا جانور شناسان و دانشمندان بتوانند بروی آن مطالعه کنند و جنس آن را مشخص کنند. علاوه برآن ، یانو طرحی از  بدن جانور را بر اساس مشاهداتی که انجام داده بود رسم کرد.

کشتی ژویو مارو  10 ژوئن به ژاپن بازگشت و  یانو عکسها و طرحی که از جانور رسم کرده بود را منتشر ساخت .

 صاحب شرکت کشتی رانی که متوجه شده بود کاپیتان چه گنجینه گرانبهایی را به دریا برگردانده است ، تمامی کشتی های خود را به منطقه کریس چرچ نیوزلند که لاشه در آنجا یافت شده بود فرستاد تا بلکه بتواند مجدداً لاشه را پیدا کند ، اما نتیجه مایوس کننده بود و لاشه  برای همیشه از دسترس دانشمندان دورماند.

پرفسور شیماکا  بر اساس عکسهایی که یانو گرفته بود به این نتیجه  رسید که کشیدگی بدن جانور و موقعیت باله ها هیچ شباهتی به گونه های آبزی فعلی ندارد و جسد احتمالاً متعلق به پلسی اوسار است که توانسته است تا بدین زمان زیست کند .

بعد از این اظهار نظر، عکسهایی که یانو گرفته بود در تمام مطبوعات جهان با نام لاشه ژویو مارو (Zuiyo Maru carcass)  انتشار یافت و یکبار دیگر احتمال حیات پلسی اوسار قوت گرفت . اما یانو علاوه بر عکس ،   قطعاتی از بدن جانور را نیز با خود به ژاپن آورده بود که باعث شد راز این لاشه بر ملا شود .  

آزمایشات بیوشیمیایی  که بروی این  قطعات صورت گرفت  ، حضور پروتئینی به نام الاستوئیدن (Elastoidin) را مشخص کرد که تنها در کوسه ها یافت می شود !

 همچنین آنالیز اسیدهای آمینه پروتئین الاستوئیدین مشخص کرد که توالی اسیدهای آمینه در این قطعات بسیار شبیه به توالی اسید های آمینه در الاستوئیدین  نوعی کوسه غول پیکر موسوم به کوسه عابد است .

کوسه عابد (Cetorhinus maximus)پس از کوسه نهنگی دومین ماهی بزرگ دنیاست  و بین 8 تا 12 متر طول دارد  ! . کوسه عابد برخلاف کوسه سفید یا ببر کوسه ، جز کوسه های بی آزار  و فیلتر کننده  آب است که از ماهی های کوچک و پلاتکتونها تغذیه می کند .

علاوه بر آزمایشات بیوشمیایی ، در یکی از عکسها که از پشت جانور تهیه شده است  ، بافت مایوکوماتا (Myocommata) دیده می شود . مایوکوماتا نوعی بافت پیوندی مقاوم است که در بین بافت ماهیچه ای برخی از انواع کوسه ها یافت می شود .

با توجه به اینکه لاشه کشف شده توسط ژویو مارو 10 متر طول داشته است پس می توان گفت لاشه متعلق به کوسه عابد بوده که به شدت فاسد شده است . نکته مهم اینست که آرواره ها  پس از فساد جانور از لاشه جدا می شوند که در لاشه ژویو مارو نیز این حالت دیده می شود و جمجمه بدون آرواره باعث شده تا شکلی از سر مثلثی پلسی اوسار ایجاد گردد (شکل 2 ) .

 

basking shark

شکل 2 . نحوه فساد جسد کوسه عابد و ایجاد لاشه ژویو مارو .

 

با تمام این شواهد هنوز هم بسیاری از کریپتوزئولوژیستها بر این باورند که لاشه ژویو مارو متعلق به پلسی اوسار است به این دلیل  که شکل و موقعیت باله ها هیچ شباهتی به باله کوسه عابد ندارد و همچنین احتمال دارد که بافت مایوکوماتا در خزندگان آبزی دوره کرتاسه هم وجود داشته است  ! .

البته پروتوئین الاستوئدین که از لاشه جدا شده است تنها مختص کوسه ماهی بوده و در خزندگان و حتی دیگر ماهی ها نیز یافت نمی شود که همین دلیل برای جانورشناسان کافی است تا لاشه ژویو مارو را متعلق به کوسه ماهی ها بدانند .

با اینکه پرونده لاشه ژویو مارو برای همیشه بسته شده است اما هنوز هم در جای جای این کره خاکی گزارشاتی مبنی بر روئیت موجودات عجیب دریایی ارائه می شود .

یک گروه دانشمند مردم شناس که در بین قبایل بومی استرالیا به مطالعه مشغول بودند (سال 1990)   داستان جالبی از یکی از قبایل نقل می کنند . افراد این قبیله داستانی از موجودی عظیم الجثه دریایی به نام  یارو (Yarru) نقل می کنند که به افراد این قبیله که مشغول ماهی گیری در نزدیک ساحل بوده اند حمله کرده و اکثر آنها را بلعیده است . ! جالب اینجاست تصویری که این افراد از یارو رسم کرده اند بسیار شبیه به پلسی اوسار است !(شکل 3) .

 

yarru

شکل 3 . تصویر یارو که توسط افراد بومی استرالیا رسم شده است .

 

مارهای عظیم دریایی ، مهر کشف شده در مقبره تاتموسیس و تصویر یارو همگی به این نکته اشاره دارند که محیط پر رمز و راز اقیانوس همچنان برای دانشمدان ناشناخته است و چه بسا در آینده نزدیک مدارک مستدلی من باب حیات گونه هایی که گمان می شد میلیونها سال پیش منقرض شده اند ارائه شود ؛ همانطور که تا کنون نیز  چنین بوده  است (شکل 4) !.

 

شکل 4 . گونه ای کوسه  که در سال 2006 در آبهای ژاپن صید شد . فسیلهایی از این نوع کوسه موجود است که نشان می دهد این گونه توانسته است با تحمل تمام شرایط محیطی در طی میلیونها سال به بقا بپردازد و علاوه بر آن تا بدین زمان از دید آدمی پنهان بماند ! .

____________________

 

پلسی اوسار (قسمت اول) 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 فروردین1386ساعت 17:3  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

(قسمت اول)

۷۰۰ سال پس از میلاد مسیح ، اقیانوس اتلانتیک شمالی شاهد رفت و آمد دائم کشتیهای  عظیم وایکینگها بود .  وایکینگها که ساکن مناطق شمالی اروپا بودند با عبور از اقیانوس  ، سفرهای  دریایی خود را به مناطق مختلف دنیا آغاز می کردند .

 گذشته از توفانهای سهمگین اقیانوسی که باعث خسارت و کشته شدن بسیاری از ساکنان کشتی میشد و یا دزدان دریایی که گاهاً درگیریهایی بین آنها و وایکینگ ها شکل می گرفت ، عامل دیگری وجود داشت که همواره در دل دریانوردان ترس و هراس ایجاد می کرد : مواجهه شدن با مارهای عظیم اقیانوس ! .

افسانه های بسیاری درمنطقه اسکاندیناوی در مورد حمله مارهای دریایی به کشتی ها و بلعیدن ساکنین آن وجود دارد . تعداد این داستانها به قدری زیاد است که گاه در افسانه بودن آن شک می شود برای مثال کشیش و مورخ سوئدی ، اولائوس ماگنوس (Olaus Magnus) در سال 1555میلادی  در کتاب « تاریخ مردم شمال» ، در مورد مارهای دریایی نگاشته است که :« دریانوردانی که در امتداد سواحل نروژ به ماهیگیری می پردازند ، همگی داستانها و ماجراهای فراوانی از مواجهه شدن با مارهایی به طول 60 متر با فلسهای سیاه و چشمهای قرمز درخشان تعریف می کنند  که در شبهای مهتابی تابستان ، از غارهای دریایی خارج شده و به ساحل هجوم می آورند و به شکار احشام و حتی انسانها می پردازند .»

در فاصله بین سالهای 1700 تا 1800 میلادی ، گزارشات بیشماری از رویت مارهای دریایی در سواحل گلاسستر و ماین انگلستان ارائه شد که برای زیست شناسان گیج کننده است (شکل1) .  به عقیده زیست شناسان احتمالاً مشاهده شیرهای دریایی ، نهنگها  و  پاروماهی چنین تصوری از  مار دریایی را به ذهن اهالی این مناطق القاء کرده است . برای مثال در سال 1848 میلادی دریانوردان پرتغالی که از عرض آتلانتیک شمالی به سمت سنت هلن در حرکت بودند با موجود عجیبی برخورد کردند که بر اساس شهادتی که از  دریانوردان موجود است در حال حاضر میدانیم که این مار دریایی چیزی جز یک فیل دریایی نبوده است و شاید در سال 1800 اطلاعات کمی در باره فیلهای دریایی وجود داشته است !(شکل 1) و یا در سال 1860 تصویری از یک مار دریایی که به سواحل برمودا آمده بود ارائه شد که در حال حاضر می دانیم این تصویر متعلق به  پارو ماهی  (شاه ماهی) است (شکل1) .

serpent

 

شکل1 : 1) .  تصویری از مار دریایی ، از کتاب تاریخ مردم شمال نوشته اولائوس ماگنوس (1555) . 2). تصویری از مار دریایی که توسط اسقف گرینلند ، هانس ایژد (Hans Egede) در سال 1734 رسم شده است. 3). مار دریایی گزارش شده توسط اسقف اریک پونتوپیدان در سال 1755. 4) . مار دریایی ساحل گلاسستر (Gloucester) انگلستان ؛ سال 1817 . 5) . تصویر مار دریایی که توسط دریانوردان پرتغالی در سال 1848 رسم شده است . 6) . تصویری از پارو ماهی متعلق به سال 1860 که توسط امواج به  یکی از سواحل برمودا آمده بود .

 

در اواسط قرن 18 میلادی ، شاعری هلندی شعری در مورد  مارهای غول پیکر که در دریاچه نس اسکاتلند زندگی می کردند سرود ؛ این زمان مصادف بود با اوج رواج داستانهایی در مورد حمله مارهای دریایی به کشتیها و این شعر ، احتمالاً سر آغاز شکل گرفتن افسانه هیولای دریاچه نس اسکاتلند موسوم به نسی بود .

سالها گذشت تا فسیل دایناسورها کشف شد  و کم کم فسیل نمونه های آبزی شناسایی شد  و تصاویر این هیولاهای آبزی ماقبل تاریخ در مجلات انتشار یافت  .

 اما کشفی عجیب در یکی از مناطق باستانی مصر ، این تصور را در عده ای از زیست شناسان به وجود آورد که احتمالاً تمامی دایناسورها منقرض نشده اند و عده ای از آنان توانسته اند در دریاها و مناطق عمیق اقیانوس به حیات خود ادامه دهند ! این کشف مربوط به مهری بود که تصویر  موجودی عظیم الجثه بروی آن نقش بسته بود ؛ موجودی که  شباهت زیادی به پلسی اوسار (plesiosaur) دایناسوری آبزی ماقبل تاریخ داشت (شکل 2) . اگر مصریان باستان توانسته اند این جانور را مشاهده کنند و تصویر آن را رسم کنند پس به طور قطع پلسی اوسار در محیط مرموز اقیانوس  مخفی شده است  ! . البته این تصّور چندان هم نادرست نبود ؛ در سال ۱۹۳۸، ماهیگیری در آبهای جزایرآفریقای جنوبی ، ماهی عجیبی را صید کرد  که مشخص شد متعلق به نوعی ماهی به نام   Coelacanth است که گمان می شد میلیونها سال پیش منقرض شده است و توانسته بود تا بدین زمان از دید آدمی پنهان بماند. !

پلسی اوسار

 

شکل 2 :  A. مهر کشف شده در مقبره تاتموسیس که تصویری شبیه به پلسی اوسار بروی آن نقش بسته است . B . پلسی اوسار .

 

با این تصور که پلسی اوسار منقرض نشده است ،  شکلی از مار دریایی که در ذهن ها نقش بست ،  شکلی از پلسی اوسار غول پیکر بود و جانور شناسان به ویژه کریپتوزئولوژیستها احتمال دادند که وایکینگها و دریانوردان در قرون گذشته احتمالاً مورد حمله پلسی اوسار قرار گرفته اند.  تا اینکه در 25 آوریل 1977 اتفاق عجیبی رخ داد و احتمال حضور پلسی اوسار بیش از پیش قوت گرفت ...

 

ادامه دارد ...         

+ نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 17:24  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin