تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

  در تمام پروژه های پزشکی- تحقیقاتی، حیوانات اولین قربانیانی هستند که در برابر انواع مختلفی از مواد شیمیایی قرار می گیرند .

     هنگامی که مسئله بهبود تکنیکهای درمانی و یافتن شیوه های  جدید برای درمان انسان های لاعلاجی که هر لحظه به مرگ نزدیکتر می شوند مطرح است ،  چاره ای جز اینکه دیگر  گونه های جانوری را قربانی کنیم وجود نخواهد داشت  و تا بهبود شرایط فعلی ، گونه های جانوری جان خود را در جهت نجات جان انسانها فدا خواهند کرد .

اما هدف از این مقدمه کشیدن بحث به این نقطه است که کشتار بی دلیل جانوران به بهانه مطالعات آناتومیک در دانشکده های کشور چگونه توجیه می شود؟!  آیا مطالعات مورفولوژیکی باب جدیدی را در جهت پیشرفتهای بزرگ علمی برای ما می گشاید ؟!  آیا مطالعاتی که حدود 100 سال قبل صورت گرفته است و اطلس کامل تشریح آن نیز به وفور موجود است لازم است مجددا تکرار شوند ؟ !

متاسفانه هر ترم که می گذرد تعداد زیادی از جانوران بی گناه در آزمایشگاه جانور شناسی دانشکده قربانی می شوند. به طور متوسط در طول دو ترم 20 گروه درس آزمایشگاه جانور شناسی را پشت سر می گذارند که در هر گروه 10 دانشجو حضور داشته و آنها را در هر جلسه آزمایشگاه به 5 گروه 2 نفره تقسیم می کنند که  با توجه به سر فصل درس این آمار بدست می آید :

برای بررسی دستگاه گوارش و تولید مثل قورباغه 100 قورباغه برای  تمام گروهها که پس از نخاعی شدن به فجیع ترین وضع تشریح می شوند به همین ترتیب 100 مارمولک ، 100 کبوتر ،100 عدد ماهی و 100 عدد موش  در هر جلسه ؛ مطالعه سیستم گردش خون و سیستم عصبی هر کدام در جلسات بعد نیز 100 قربانی دیگر به همراه خواهد داشت که در مجموع در کل سال 1000 حیوان بی گناه تنها در همین دانشکده از بین می روند پس از اتمام درس نیز چیزی جز یک طرح شماتیک از بدن جانور بروی کاغذ که قسمتهای مختلف جانور را نامگذاری کرده است باقی نخواهد ماند و البته در موقع امتحان به علت نامفهوم بودن این طرح شماتیک  چاره ای جز رجوع به اطلسهای تشریح نخواهد بود !!!

وقتی  می توان همین مباحث را از طریق اطلس فرا گرفت چه دلیلی برای این کشتارها وجود دارد؟!

 

rat

تصویر: رت های Rat) ) سلاخی شده و درسی که باید پاس شود !

 

 

 + دوست عزیزی نظر دادند که:"  اون دانشکده ای که داری درس میخونی احتمالا میدونه برای چی داره کلی هزینه میکنه تا به شما و بقیه درسهایی رو که لازم دارین آموزش بده !  فکر نکنم هیچ استادی کیف کنه از پاره کردن شکم و قطع اعضای یک خرگوش! همونطور که ما وقتی برا تعیین قطر یه درخت یه جسم لوله مانند شبیه مته رو در اون فرو میکنیم بیمار سادیسمی نیستیم! ولی چنین چیزایی لازمه. وقتی میگیم حمایت از طبیعت منظورمون این نیست که همه گیاهان و جانوران گناه دارن بنابراین بجای ساخت کاغذ و فیبر و غیره برین مثل غارنشینها زندگی کنیم "

 مشکل خلاصه نویسی و مهمتر از آن قلم بد بنده در توضیح این مسئله باز هم مشکل ساز شد ! چون فکر کردم ممکن است این سوال برای دیگران هم پیش بیاید لازم شد این توضیح را به پست اضافه کنم !

در حال حاضر متدهای و تکنیکهای بسیاری در دنیا مورد استفاده است که جزء اصول رشته زیست شناسی بوده  و یک دانشجوی زیست شناسی لازم است آنها را فرا گیرد . متاسفانه به علت هزینه بالای این متدها از آموزش آنها به راحتی صرفنظر می شود . درس جانور شناسی بر مبنای موارد مورفولوژیکی بنا شده است و به  صورت سیستماتیک به بررسی جنسهای جانوری می پردازد اما لازم است در واحد آزمایشگاهی اصول رده بندی به صورت بیوسیستماتیک که بر مبنای روشهای ملکولی و ژنتیکی است مورد بررسی قرار گیرد و روشهای کار با دستگاهای مربوطه آموزش داده شود و یا در دیگر آزمایشگاه ها ؛  اما هزینه زیاد دستگاه ها و عدم توانایی دانشکده در خرید آنها باعث شده به روشهای کم هزینه ونامربوط رو بیاورد . به هر حال هر دانشجو باید  چند واحد ازمایشگاه پاس کند ، حتی اگر ربطی هم به سرفصل های درس نداشته باشد !

به نظر شما آیا یک دانشجو رشته زیست شناسی نباید کار با میکروسکوپ الکترونی را بلد باشد ؟ نباید بتواند سلول کشت دهد با دستگاه PCR و یا الکتروفورز کار کند ؟

به جای اینها مثلا در آزمایشگاهی مانند فیزیولوژی باید بروی قلب  قورباغه اسید بریزیم تا ببینیم تند می زند یا کند و پس از آن نیز استاد بگوید " علت این مکانیسم را از کتاب مطالعه کنید و در گزارش کار بنویسید! " برای جواب هم مجبوریم به کتابهایی که در دهه 80 میلادی چاپ شده رجوع کنیم  ! کل جلسه هم 20 دقیقه بیشتر طول نمی کشد و تنها سوالی مطرح می شود که بدون کشتن قورباغه هم می شد با مطالعه کتابی که 20سال قبل نوشته شده به جواب رسید ؟  آیا اجباری در کشتن قورباغه بود ؟ خیر!

حالا 1% هم فرض می کنیم که تشریح حیوانات لازم است  آیا بعد از مشاهده سیستم گردش خون جانور نباید حداقل تکنیک  تزریق وریدی به حیوانات را هم آموزش دهند که یکی از اصول اولیه کار یک محقق است ؟

یکی از دوستانم که بروی رت تحقیق می کند 8 ماه است نتوانسته یک تزریق دمی انجام دهد ! هیچ کدام از اساتید هم اینکار را بلد نیستند  چون تکنیکهای خاص خود را دارد !  وقتی نمی توانیم یک ماده شیمیایی را وارد خون یک جانور کنیم چگونه انتظار تحقیقات وسیع  و رسیدن به قله های علمی دنیا را داریم ؟!

از این دوست عزیز که معنی حمایت از طبیعت را هم یاد آوری کردند تشکر می کنم اما وقتی هزینه های لازم برای تهیه وسایلی که یاد گیری کار آنها جز اصول اولیه این رشته است تامین نمی شود پر کردن و گرفتن وقت دانشجویان با کشتن جانوران زبان بسته هیچ توجیه علمی هم ندارد و صرف فراوان بودن یک موجود نباید دلیلی برای کشتن آن باشد .

 

+ وبلاگ گیاهشناسی  هم بلاخره بعد از مدتی تنبلی مجددا شروع به کار کرد !   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 15:25  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

    طبق گزارش سازمان هاي غيردولتي زيست محيطي اگر "روند شتابان تخريب جنگل هاي ايران ادامه يابد در 60 سال آينده اثري از جنگل هاي امروزي ايران باقي نخواهد ماند". روندي که بنابه اين گزارش با تخريب 33 درصدي جنگل هاي ايران، مساحت جنگل هاي باقي مانده "تا چند سال آينده به 8 ميليون هکتار خواهد رسيد" که اين رقم از نظر فائو يک بحران تلقي مي شود. چه آنکه اگر سطح جنگل هاي يک کشور کمتر از 25 درصد خاک آن باشد آن کشور از نظر محيط زيست انساني در وضعيت بحراني به سر مي برد. در حاليکه سطح پوشش جنگل و مرتع در ايران 5.7 درصد از مساحت کشور است؛ اما با اين حال تخريب جنگل هاي ايران به شدت ادامه دارد.

ايران را 14.۲ ميليون هکتار جنگل مي پوشاند که 7.8 درصد کل عرصه هاي طبيعي کشور است. حدود 11 ميليون هکتار از اين جنگل ها محافظت شده است که 3 میلیون هکتارش جنگل هاي شمال هستند. ايران چهل و پنجمين کشور دنيا از لحاظ پوشش جنگلي است که به اين ترتيب سهم هر ايراني از جنگل هاي کشور تنها دو دهم  هکتار است که با توجه به سرانه جهاني جنگل که هشت دهم درصد هکتار است حکايت از فقر و کمبود شديد پوشش جنگلي در ايران دارد.

ايران همچنين از نظر شاخص هاي پايداري محيط زيست با کسب رتبه 132 در بين 146 کشور جهان در انتهاي جدول قرار گرفته است که اين نشان از بي توجهي به مسايل زيست محيطي و نگهداري جنگل هاي محدود کشور دارد. ايران در اين جدول فقط توانسته از کشورهايي چون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبي و چاد بالاتر باشد.

 

پارک ملي گلستان

    پارک ملي گلستان از مهم ترين جنگل هايي است که در چند سال اخير چه از سوي نيروهاي انساني و چه از سوي بلاياي طبيعي در معرض خطر و آسيب قرار گرفته است. همين سال گذشته بود که طي يک آتش سوزي 200 هکتار از جنگل ها و مراتع مشجر پارک ملي گلستان طعمه حريق شد. پارکي که ثلث پرندگان کشور را در خود جاي داده بود طي يک آتش سوزي مهيب و به خاطر دو روز تاخير در امر امداد 40 درصدش سوخت ! . پارکي که سالهای قبل از آن با سيل مهيب گلستان، صدمات جبران ناپذيري ديده بود.

حال دولت برآن شده است تا خود جاي بلاياي طبيعي را بگيرد و خسارتي وارد آورد که هيچ کدام از آفات طبيعي تابه حال نکرده بودند. در همين راستا دولت، برغم اعتراضات شديد NGO هاي زيست محيطي، در حال قطع درختان کمياب پارک ملي گلستان است تا جاده گلستان را ترميم کند. جاده اي که با سيل هاي هرساله اين منطقه خراب مي شود و به گفته يکي از مهندسان که سابقا ناظر احداث اين جاده بود از همان ابتداي احداث" کاملا معلوم شد که اين طرح غيرکارشناسانه و غيراستاندارد است." اما با اين حال دولت همچنان اصرار دارد که اين جاده ساخته شود. تخريب جنگل گلستان آنچنان شديد است که به گفته محسن شهرياري، مدير کل اداره حفاظت محيط زيست خراسان شمالي "احياي گلستان 100 سال طول مي کشد ".

پارک ملي لويزان

     نمونه بعدي پارک ملي لويزان است که به دنبال هماهنگي شهرداري تهران با جهاد کشاورزي 8 هزار اصله درخت آن قطع شد تا راه اتوبان گشوده شود. فاجعه اي که نه سازمان جنگل ها و مراتع کشور به آن اعتراض کرد و نه دادستان شهر تهران به خاطر حقوق از دست رفته شهري در آن مداخله کرد. تنها سخني که مطرح شد توسط رييس سازمان جنگل ها و مراتع بود که حقيقتي دردناک را برملا مي کرد: "طبق برآوردهاي اوليه شهرداري، چنانچه اتوبان از داخل پارک ‏عبور مي‌کرد مي‌بايست 12000 درخت قطع مي‌شد که تا به الان هم حدود 70 درصد(معادل 8400 اصله ‏درخت ) مسير مورد نظر را تخريب کرده‌اند.‏"

جنگل هاي زاگرس

     جنگل هاي باستاني زاگرس که از ميليون ها سال پيش همچنان استوار ايستاده اند نيز در خطر قرار گرفته اند. وسعت اين جنگل ها 5 ميليون هکتار است و از جنوب آذربايجان غربي تا استان فارس ادامه دارد که به دليل بهره برداري بي رويه بخش اعظمي از آن درحال تخريب است. فرم غالب جنگل شناسي اين منطقه شاخه زاد است ، فرمي که به گفته متخصصان دلالت بر تخريب ناشي از حضور طولاني مدت جوامع انساني در اين مناطق دارد.

جنگلهای حرا

     در دي ماه نيز چند مورد تخريب جنگل هاي کشور گزارش شد. اولينش مربوط به جنگل هاي حرا در جزيره قشم بود که بنا به گزارش سازمان حفاظت محيط زيست براثر آلودگي آب دريا چندين هکتار آن از بين رفته است.

سيد محمد باقر نبوي مدير کل دريايي سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: "تاکنون به دليل آلودگي آب دريا چندين هکتار از اين جنگل هاي زيبا خشک شده و در معرض نابودي قرار گرفته است ." وي مي افزايد: "متاسفانه به دليل افزايش آلودگي، اين منطقه حفاظت شده در معرض خطر آلودگي قرار گرفته است که بايد هرچه سريعتر به شناسايي عوامل تهديد کننده اين بخش اقدام شود."

نبوي مي گويد : "افزايش مواد آلاينده و آلوده کننده، استفاده غير اصولي از منابع آب منطقه و ورود پساب هاي صنعتي، دستيابي به داخل آب سواحل، تغييرات نامطلوبي در شاخ و برگ درختان اين جنگل بوجود آورده است." وي مي افزايد : "گروهي از کارشناسان در حال بررسي و علت يابي خشک شدن درختان اين جنگل هستند" . گفتني است جنگل هاي حرا در نوار ساحلي خليج فارس و درياي عمان قرار دارد و اين منطقه جزو مناطق حفاظت شده قشم استان هرمزگان بشمار مي آيد که در سال 1351 تحت حفاظت قرار گرفته است.

جنگل سراوان

     اما وضعيت جنگل سراوان در گيلان با بقيه متفاوت تر و از آنها عجيب تر است. اگر جنگل هاي ايران را اتوبان سازي، جاده کشي، آتش سوزي و آلودگي دريا خراب کرده، جنگل سراوان به خاطر تبديل به يک زباله داني بزرگ در معرض خطر قرار گرفته است ! .  

هم اکنون کوهي به ارتفاع 70 متر و مساحت 6 هکتار از زباله در جنگل سراوان ايجاد شده که در ميان زباله ها، زباله هاي صنعتي و بيمارستاني نيز ديده مي شود. زباله هاي بيماري زا که محيط پيراموني اين منطقه را با خطرات جاني روبرو کرده است. به طوري که طبق گزارش يک سازمان غيردولتي زيست محيطي دو مورد آلوده به ويروس ايدز در اين منطقه به چشم خورده است. خبري که از سوي مقامات دولتي نه تکذيب شد و نه تاييد.

ازدياد اين زباله ها آنقدر است که ديگر اثري از طبيعت سبز منطقه باقي نمانده و سروان را تبديل به يک زباله دان عظيم کرده است. اين فاجعه زيست محيطي در حالي صورت مي گيرد که ادارات مربوطه مانند محيط زيست، شهرداري، جهاد کشاورزي، منابع طبيعي، سازمان جنگل ها و ... پاسخگوي سئوالات خبرنگاران در خصوص فجايعي که در اين منطقه در حال رخ دادن است نمي شوند و مسئوليت اين فجايع را به گردن ادارات ديگر مي اندازند.

جنگل چالوس

     رئيس اداره منابع طبيعي چالوس اعلام كرد: دفن غيربهداشتي زباله بخشي از عرصه هاي جنگلي اين شهرستان را تخريب كرده است.

«حسن كردنظري» در گفت و گو با ايرنا افزود: نفوذ پسابها و شيرابه هاي زباله به زيرزمين، بوي تعفن ووقوع آتش سوزي ازجمله پيامدهاي دفن غيربهداشتي زباله در جنگل اين منطقه است.

وي اضافه كرد: احيا منابع طبيعي سالها زمان نياز دارد اين در حالي است كه با اقداماتي غيراصولي نظير اين مشكل، اين عرصه ها تخريب مي شود.

رئيس اداره منابع طبيعي نوشهر از مسئولان امر خواست براي رفع معضل فراگير زباله شهرستان چالوس تدابير ويژه اي اتخاذ كنند. روزانه 70 تن زباله توليدي چالوس در عرصه هاي جنگلي منطقه «پلم كتي» دفن مي شود ! .

     تمام اين "جنايات" در کشوري انجام مي شود که طبق اسناد معتبر تاريخي خشايار شاه هخامنشي 2500 سال پيش، نخستين پارك جنگلي و حفاظت شده جهان را در آن بنا كرد. اما اکنون در هر ثانيه 360 متر مربع از سطح جنگل ها و مراتع کشور تخريب مي شود. به بيان ديگر در هر 5 سال يک ميليون هکتار از جنگل هاي ايران نابود مي شود و يا سالانه يک و نيم درصد از جنگل هاي ايران از دست مي رود. آيا اين جنايت نيست؟

 

+ به نقل از Roozonline

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 21:1  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

170 میلیون سال پیش در اواسط دوره ژوراسیک  ، گونه جدیدی از دوبالان (Dipetra) در قسمتی از این کره خاکی که هم اکنون آمریکای جنوبی نامیده می شود تکوین یافت . پشه که قدرت سازگاری بالایی داشت به سرعت در تمامی زمین پخش شد و توانست بدون خطر تا بدین زمان زیست کند. هر چند که پشه های فعلی 3/1 جثه اجداد اولیه خود را دارا هستند  اما بسیاری از عادات باستانی خود را حفظ کرده اند .  

پشه از راسته دوبالان( (Diptera و در خانواده Culicidae طبقه بندی می شود در این خانواده 9 جنس پشه وجود دارد که به جز جنس Toxorhynchites، ماده های دیگر جنسها خون مهره داران را می میکند . وزن پشه حدود 2-2.5 میلی گرم بوده و سرعتی در حدود 1.5 تا 2.5 کیلومتر در ساعت دارد.

پشه ها قانوناً جزء  حشرات شهد خوار طبقه بندی می شوند زیرا حشره در بیشتر مواقع از شهد گیاهان و عصاره میوه استفاده می کند . اما پشه ماده بنا بر غریزه مادری خود ناچار است وعده هایی از خون را به مصرف برساند! تخمهای پشه برای نمو خود نیاز به پروتئین دارند اما شهد گیاهان فاقد پروتئین است به همین جهت پشه مادر چاره ای جز خون آشامی ندارد.

 پشه برای یافتن قربانی خون گرم خود تقریبا تمامی ابزار لازم را بدست آورده است !  .حشره ماده به دی اکسید کربن بسیار حساس است ، دی اکسید کربن به طور طبیعی طی تنفس ایجاد میشود .  علاوه بر آن برخی مواد دفعی در عرق نیز پشه ها را جلب می کند از طرف دیگر پشه می تواند گرمای بدن را از فواصل دور تشخیص دهد . حشره نر اما در تمام عمر خود از شهد گلها تغذیه کرده و فاقد اندامهای مکش خون است .

عمل مکیدن توسط خرطوم حشره که واجد اندامهای سوزن مانند برای ایجاد سوراخ در پوست قربانی است صورت می گیرد و نوشیدن خون گاه ساعتها به طول می انجامد, در طی این مدت مواد ضد انعقاد خون مرتباً از غدد بزاقی حشره ترشح می شوند و نوشیدن بودن هیچ مشکلی ادامه می یابد .  

طبق برخی مطالعات مشخص شده که افراد مذکر بیشتر در معرض نیش پشه هستند و همچنین مشخص شده افراد چاق و افرادی که واجد گروه خونی O هستند بیشتر توسط این حشرات گزیده می شوند .

پشه ماده در آبهای راکد و در هر مکان که کمی آب در آن جمع شده باشد( مانند قوطی خالی کنسرو پس از باران!) تخم ریزی می کند . چند روز بعد لارو پشه که بسیار فعال است از تخمها خارج شده و از همان اول به شکار لاروهای حشرات دیگر و کرمهای کوچک می پردازد . لارو پشه از طریق سیفونی که در قسمت انتهایی دم خود دارد تنفس می کند به طوری که آن را کمی بیرون ازسطح آب نگه داشته نفس می کشد  . پس از مدتی لاروها وارد فاز دیگری از زندگی خود شده و به فرم شفیره((Pupa در می آیند . شفیره ها شبیه لاروها هستند اما برخلاف لاروها از طریق اندامهای شاخ مانندی که بروی سینه حشره موجود است و به روزنه های تنفسی بروی پوست جانوری ختم می شود تنفس می کنند . نهایتا با خروج حشره بالغ از شفیره دگردیسی حشره پایان می یابد.

مناسفانه بسیاری از بیماریها از طریق نیش این ماده ها منتقل می شوند !

جالب است بدانید که پشه ها هر سال بیماریهای مختلف را بین 700 میلیون نفر منتقل می کنند . گونه آنوفل ناقل پارازیتی به نام  پلاسمودیوم است که بیماری مالاریا را سبب می شود . متاسفانه سالانه حدود 1.5 میلیون نفر بر اثر مالاریا جان خود را از دست می دهند که اکثر آنها کودکان زیر 5 سال هستند .

انگل دیگری به نام فیلاریاسیس نیز توسط گونه ای پشه منتفل می گردد . فیلاریاسیس عامل بیماری به نام پیل پایی یا الفانتیاسیس (elephantiasis) است .  دراین بیماری بخشهایی از بدن بویژه پاها بشدت ورم می کنند ، 40 میلیون نفر در دنیا با این بیماری دست به گریبانند .

از طرف دیگر بسیاری از ویروسها مانند ویروس عامل تب زرد(yellow fever( ، ویروس عامل تب دنگو(dengue fever(، ویروس عامل تب دره ریفت (Rift Valley fever) و عامل تب نیل از طریق نیش پشه منتقل می گردد . به احتمال زیاد ویروس عامل ایدز توسط پشه منتقل نمی شود .  

جمع آوری زباله ها بویژه آنهایی که آب باران در آنها جمع می شود تا حد زیادی می تواند در کنترل جمعیت پشه موثر باشد . بسیاری از ماهیان و حشرات شکارچی لارو و پشه بالغ را به مصرف می رسانند که می تواند در جهت کنترل بیولوژیک جمعیت پشه مورد استفاده قرار گیرد .

مشخص شده که موادی مانند روغن اکالیپتوس و گیاهانی مانند سیر و شمعدانی پشه ها را از محیط متواری می کنند که می تواند به عنوان ضد پشه های طبیعی مورد استفاده قرار گیرند .

 

 پشه 

 

 

+  لطفاً قبل از نوشتن کامنت محبت آمیز، بخوانید !

 اصولا عنوان یک پست باید به گونه ای باشد که مخاطب را به دنبال کردن مطلب تشویق کند ! همانطور که  سعی کردم در اکثر پستها این اصل را رعایت کنم که اگر هم موفق به این امر نشدم لازم است خوانندگان عزیز قبل از قضاوت حداقل چند سطر از مطلب را مطالعه فرمایند تا شبهه ای پیش نیاید !

تیتر« این زنان بد» هم ظاهرا خوشایند عده ای قرار نگرفته است !به دوستان عزیز که زحمت کشیدند و با کمال ادب نظرات خویش را در این زمینه ایراد کرده اند توصیه می شود قبل از اینکه بنده را مورد لطف خود قرار دهند چند خط از پست را مطالعه فرمایند تا متوجه شوند که کل مطلب اشاره به چه موردی دارد ! ضمناً قبل از این در تاریخ 18 تیر1385 مطلبی تحت عنوان«این مردان بد» نوشته بودم که اشاره به زندگی شیرها داشت  !

 در پایان لازم است مجددا از دوستان عزیزی که  با نظرات  سازنده خود اشتباهات فراوان این حقیر را گوشزد می نمایند کمال تشکر را داشته باشم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 21:38  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

کلیماکس در لغت به معنی قله و اوج است و جوامع کلیماکس واژه ای صرفا اکولوژیکی برای جمعیتهای بیولوژیک از گیاهان و جانوران است که در طی پدیده توالی اکولوژیکی بوجود می آیند .

برای درک بهتر مفهوم کلیماکس لازم است که ابتدا با مفهوم توالی اکولوژیکی آشنا شویم . 

سنگهای آتشفشانی را در نظر بگیرید در ابتدا تنها گلسنگها می توانند بروی انها رشد کنند پس از گذشت سالها گلسنگها با فعالیتهای بیولوژیک خود تا حدودی سنگ ها را تخریب کرده و کمی خاک بوجود می آید پس از آن جمعیت خزه ها بروی این بستر رشد کرده و با رشد انفجاری خود جلوی رشد گلسنگ را می گیرند. با فعالیت بیشر خزها خاک بیشترو غنی تری حاصل شده و گونه های علفی یک ساله جایگزین خزه ها می شوند , اما این پایان ماجرا نیست! سالهای بعد با رشد بیشتر گونه های علفی و مرگ آنها خاک غنی تر شده و گیاهان چند ساله علفی نیز در این جمعیت ظاهر می شوند و سپس درختچه ها . بعد آز آن درختان سوزنی برگ جایگزین درختچه می شوند و در نهایت درختان پهن برگ که ریشه عمیقتری داشته و سایه بیشتری ایجاد می کنند در رقابت با سوزنی برگها به پیروزی می رسند . به این ترتیب در منطقه ای که هزاران سال قبل تنها سنگ های آتشفشانی وجود داشتند جنگلی عظیم ایجاد می گردد . به این گونه جانشینی که یک گونه که با شرایط محیط سازگاری بیشتری ایجاد کرده به جای گونه دیگر جایگزین می شود , توالی اکولوژیکی می گویند . در مثال بالا  اخرین جمعیتی که در منطقه استقرار می یابند و با محیط به تعادل می رسند جامعه اوج یا کلیماکس نامیده می شود  .

واژه کلیماکس اولین بار توسط فردریک کلمنتس (Fredric clements ) در اوایل سال 1900 بیان شد . کلمنتس عقیده داشت تحت شرایط اقلیمی خاص هر منطقه تنها یک کلیماکس بوجود می آید . مثلا در بیوم قطبی تحت تاثیر اقلیم منطقه تنها گلسنگ ها می توانند رشد یابند و هر چقدر هم زمان بگذرد گونه ای دیگری نمی تواند جایگزین آنها شود پس گلسنگ جامعه کلیماکس در بیشتر نواحی قطبی است و یا مثلا در بوته زار ها تنها گیاهان علفی چند ساله ویک ساله به عنوان جامعه کلیماکس مطرح می شوند . جنگلهای سوزنی برگ نواحی شمالی نیز مثالی از کلیماکس است که درختان پهن برگ بنابر اقلیم منطقه نمی توانند ظهور یابند .

البته ریز اقلیم ها هم در تشکیل کلیماکس نقش بسزایی دارند . برای مثال در یک بوته زار با یک اقلیم مشخص در سمتی از کوه که تابش خورشید بیشتر است گونه ای افتاب دوست رشد بیشتری داشته و در سمت دیگر گونه های سایه دوست یا خنثی رشد بیشتری دارند مثال دیگر از ریز اقلیم ارتفاع است که برخی گونه در ارتفاع معینی قادر به رشد هستند و به وضوح دیده می شود با افزایش ارتفاع پوشش گیاهی نیز تغییر می کند .

نظریه تک اوجی کلمنتس تا اوایل سال 1939 معتبر بود اما تنسلی نظریه چند اوجی را جایگزین نظریه تک اوجی کرد . بنابر عقیده تنسلی در یک منطقه آب و هوایی , چند جامعه کلیماکس مختلف می توانند در کنار یکدیگر ایجاد شوند .تنسلی اقلیم را عامل اصلی در ایجاد کلیماکس درنظر گرفت اما عوامل دیگری از جمله میکروکلیمات (ریزاقلیم) , نوع خاک و میزان چرای احشام و... را نیز در این ایجاد جامعه کلیماکس موثر دانست . در درختچه رازهای اطراف شهرستان سرخس مشاهده می شود که درختچه های ارس بروی خاکهای آهکی رشد یافته اند و درختچه های بنه بروی خاک های رسی نمو می یابند که مثالی از نقش خاک در رسیدن به کلیماکس است. در بوته زارهای همین منطقه  که چرای دام صورت گرفته و بوته زار تا حد زیادی تخریب شده گونه درمنه گونه غالب این مناطق شده است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 22:25  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin