تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

انقراض قانون طبیعت است . انقراض محلی به این معنی است که  یک گونه در بخشی از قلمرو خود منقرض شود اما در سایر نقاط باقی بماند . انقراض جهانی زمانی است که گونه در همه جا منقرض گردد .

گر چه سرنوشت تمامی گونه ها انقراض است اما میزان انقراض در میزانهای زمین شناختی بسیار متغیر بوده و از زمان انقلاب صنعتی شتاب گرفته است .  متوسط عمر برای هر گونه تا انقراض کامل حدود 10 میلیون سال گزارش شده است اما مدارک فسیل شناسی دوره های فاجعه بار از انقراض گونه ها ویا تکامل سریع برخی گونه ها را نشان می دهند .

انقراض طبیعی اغلب از الگوی قابل درکی پیروی می کند به این ترتیب که , طی فرایند رقابت وتکامل , یک گونه جای خود را به گونه موفق تر بدهد و خاموش گردد .

 

علل انقراض :

علل انقراض را معمولا در پنج دسته طبقه بندی می کنند : مخاطره های جمعیتی , مخاطره های زیست محیطی , فاجعه های طبیعی , مخاطره های ژنتیکی و اقدامات انسان .

1. مخاطره های جمعیتی به معنی بروز نوسانات تصادفی در میزانهای جمعیتی , از قبیل میزان مرگ و میر , می توانند موجب انقراض جمعیتهای کمیاب شوند مثلا نهنگ عنبر در منطقه وسیعی از اقیانوس به شنا می پردازد . از آنجا که شکار نهنگ عنبر جمعیت این حیوان را به چند صد عدد کاهش داده است موفقیت هر نهنگ برای یافتن جفت با نوسانات سال به سال همراه است و اگر بیشتر افراد نتوانند در یک سال جفت پیدا کنند میزان زاد و ولد در سال بعد به شدت کاهش می یابد و گونه به سمت انقراض پیش خواهد رفت .

2. مخاطره های زیست محیطی : تغییرات روز به روز , ماه به ماه و سال به سال محیط زیست حتی اگر به اندازه ای نباشد که فاجعه بار خوانده شود باز هم می تواند بر اندازه جمعیت اثر بگذارد مثلا گونه ای پروانه در کوه های کلرادو زندگی میکند . این پروانه تخم خود را در جوانه های باز نشده گیاه لوپن ( از خانواده حبوبات ) می گذارد و لارو حشره از گلهای گیاه تغذیه می کند , اما  یک سال برف و یخبندان دیرهنگام تمام جوانه های لوپن را از بین برد و لارو پروانه ها را بدون غذا گذاشت و بدین ترتیب باعث انقراض محلی این جانور شد که اگر این تنها جمعیت پروانه می بود تمام گونه های آن منقرض شده بود در برخی موارد گونه های به قدری نادر و منزوی هستند که این تغییرات عادی میتواند به انقراض آن بیانجامد .

3. فاجعه های طبیعی عبارت است از یک تغییر ناگهانی در محیط زیست که ناشی از فعالیتهای انسان نباشد . مثلا فوران سال 1883 آتشفشان کاراکاتوئو  در اندونزی باعث انقراض محلی بسیاری از گونه ها شد

4. مخاطره ژنتیکی : آن دسته از تغییرات کشنده در صفات ژنتیکی را که محیط خارج ایجاد نکرده باشد مخاطره ژنتیکی می گویند . عواملی مانند کاهش تنوع ژنتیکی  و موتاسیون می تواند موجب تغییرات ژنتیکی گردد . برای مثال بروز جهشی در ژنوم یک گونه که باعث شود گونه در مقابل خشکسالی کم طاقت گردد حال اگر بعد از چند شال که جمعیت این گونه زیاد شد با بروز خشکسالی انقراض محلی رخ خواهد داد و اگر جمعیت کوچک باشد احتمال انقراض جهانی نیز وجود دارد .

5. اقدامات انسان : انسان به چند طریق باعث انقراض گونه می گردد : از طریق شکار وبهره برداری  ارادی به قصد تجارت , ورزش ویا مهار گونه هایی که آفت شناخته شده . از طریق حذف یا برهم زدن زیستگاه از طریق ورود گونه های جدید انگل , صیاد و یا رقیب و از طریق آلوده کردن محیط زیست  .

بر اساس تخمین اتحادیه بین المللی حفاظت طبیعت , از سال 1600 به این سو 75% از انقراضهای پرندگان و پستانداران به دست انسان صورت گرفته است .

 

+ : شناخت محیط زیست , تالیف دانیل بوتکین و ادوارد کلر , ترجمه استاد عبدالحسین وهاب زاده .

 

___________________________________________________________________________

 

گره !

slipkont

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ پی نوشت :

بابک بیات هم رفت !

رازقی پرپر شد ,

باغ در چله نشست ,

تو به خاک افتادی ,

کمر عشق شکست !

bayat

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 22:18  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

استرالیا  بهشت کیسه داران است  , با گونه های یکتا که در هیچ کجای دنیا نمونه ای مشابه آن را نمی توان یافت !.  با اینکه بعد از ظهور پستاندارن عالی تر عرصه بر کیسه داران زمین تنگ شد و راهی جز انقراض نداشتند اما قاره  استرالیا شرایط کاملاً متفاوتی داشت . با جدا شدن این قاره و مهاجرت آن به عرضهای جنوبی زمین  , کیسه داران توانستد بدون رقیب عالی خود  در این قاره به بقا بپردازند .

اما این شرایط با ورود انسانهای غیر بومی که اکثرا ساکن اروپا بودند تغییر کرد ! .  ورود گونه های غیر بومی صدمات زیادی را به این گونه های ضعیف وارد ساخت  . سگ سانی به نام دینگو ( Dingo) که 500 سال پیش توسط تجار به این قاره آورده  شد شکارچی ماهری بود و عرصه را برای گوشتخواران کیسه دار این منطقه از جمله ببر تاسمانی یا تایلاسین (Tylacinus cynocephalus) تنگ کرد !

ببر تاسمانی از معدود گونه های گوشتخوار کیسه دار این قاره بود . با دمی بلند و موهای بدن کوتاه به رنگ زرد تا قهوه ای روشن  , طول بدن جانور از سر تا ابتدای دم 50-60 cm و تا انتهای دم 100 تا 130cm  است . وجود 16 تا 18 نوار سیاه رنگ بر پشت جانور  پوست بدن جانور را بی شباهت به پوست یک ببر نمی کرد  !

ببر تاسمانی جانوری شب فعال بوده و روزها را در لانه خود سر می کرده است . شب هنگام به شکار گونه های کیسه دار علفخوار مانند کانگرو و والابی ها و در اواخر گوسفندهایی که توسط اروپاییان به این قاره آورده شده بود می پرداخت .  

ویژگی منحصر به فرد تایلاسین خمیازه های معروف او بود ! به طوری که آرواره های تایلاسین حدود 180درجه نسبت به یکدیگر باز می شدند که البته انقراض این گونه فرصتی برای مطالعه علت این ویژگی نداد .

مانند تمام کیسه داران, جنین ناقص تایلاسین خود را به کیسه شکمی و غدد شیری مادر می رساند و مراحل نموی خود را در طی 3 ماه  در این کیسه طی می نمود .

قدیم ترین فسیلی که از تایلاسین به دست آمده است قدمتی در حدود 23 میلیون سال دارد .

همانطور که پیش تر اشاره شد ورود دینگو به این قاره عرصه را برای تایلاسین تنگ کرد  و جمعیت آنها که توانایی رقابت با این گونه را نداشتند به شدت نزول کرد و تنها در منطقه تاسمانی که پای دینگو ها به آن باز نشده بود توانستند به بقا بپردازند. در اوایل سال 1800 که اروپاییان برای سکونت به این قاره هجوم آورده بودند حدود 3000 تایلاسین در منطقه تاسمانی گزارش شد اما حضور انسانهای غریبه به هیچ عنوان برای تایلاسین ها خوش یمن نبود ! در سال 1888 که گزارشاتی از کشاورزان منطقه مبنی بر حمله تایلاسین ها به احشام  ارائه شد , کشاورزان با کمک دولت! به شکار بی رحمانه این گونه پرداختند  و در مدت چند سال این قاره و کل کره خاکی  را از این گونه بی نظیر پاک کردند !  آخرین تایلاسین که نام بنجامین را بر او نهاده بودند در سال 1924 صید شد و به باغ وحش هوبارت منتقل شد , بنجامین در سال 1936 در اسارت و تنها درگذشت !

هر جند که بعد از آن گزارشات زیادی مبنی بر رویت تایلاسین ارائه شد  اما مدرکی برای اثبات این ادعا ها وجود نداشت میزان گزارشات به حدی بود که در سال 2005 روزنامه بولتین 1.2 میلیون دلار جایزه برای شخصی که یک تایلاسن را زنده صید کند تعیین کرد ! .

در سال 1999 دانشمندان استرالیای تصمیم گرفتند تا با استخراج ژنوم از  جسد تاکسی درمی شده این جانور به شبیه سازی آن بپردازند که البته یافتن ژنوم سالم و مساعد در یک جسد 70 ساله کار بسیار مشکلی بود به هر حال در اوایل سال 2002 دانشمندان توانستند ژنوم سالم و مناسب را استخراج کنند . اما در 2/19/2005 پروژه به علت از بین رفتن تنها نمونه DNA بوسیله یک خطای غیر قابل جبران در آزمایش متوقف گردید .

ببر تاسمانی با دخالت مستقیم انسان برای همیشه از زمین رخت بر بست ! اما این خاموشی پیامی برای گونه بشر داشت ! مواظب دیگر گونه ها باشید تا نسلهای بعد از ما چنین دردنامه ای را  برای گونه های حاضر بر زمین ننگارند !

 

tasmanian tiger

thylacine

_______________________________________

 

+ ضربه ای دیگر بر پیکره رنجور دریاچه ارومیه !

شرکت 'کاوه سودا' کربنات سديم در منطقه قره نازشهرستان مراغه توليد می کند. اين شرکت زير فشار مردم که به رهاسازی پسآبهای صنعتی و سمی اين کارخانه و آلودگی آبهای سطحی و زيرسطحی اعتراض داشتند، راه حل نابود کننده ديگری پيدا کرد و با لوله گذاری اين فاضلاب را به طرف درياچه اروميه هدايت کرد. يعنی فاجعه بزرگتر زيست محيطی در منطقه. در طرح فاز دوم کارخانه نيز که در شهرستان عجبشير در حال ساخت است، پيش بينی شده است که فاضلاب سمی اين کارخانه نيز به درياچه اروميه سرازير شود.

تا آنجا که ميدانيم "حاج ابراهيم عسگريان" صاحب اصلی کارخانه مزبور نيست و تنها اسم "حاج ابراهيم عسگريان" به عنوان صاحب کارخانه ثبت گرديده است. کارخانه متعلق به يکی از مسئولين رده بالای نظام جمهوری اسلامی است! و به همين دليل مسئولين منطقه موظفند بر اقدامات مديرعامل اين شرکت چشم بپوشند!!!(پیک نت به نقل از تبریز نیوز!).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 23:7  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin