تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

امسال هم مانند سالهاي قبل بسياري چيزها تغيير كرده بود و بسياري نيز نه !

سفربه شمال و باز هم مسير جنگل گلستان ! . تونلي كه خراسان را به استان گلستان مرتبط مي نمود با سيل وحشتناك سالها قبل از بين رفت , جنگل تغيير كرد ولي آدمها نه !

سال بعد با اينكه چهره جنگل متفاوت از سال پيش بود ولي هنوز پذيراي انسانهاي بود كه در توقف كوتاه خود به ميزبان خود بابت اينهمه سخاوت هديه مي دادند , هديه اي از جنس زباله !

سالهاي پس از آن جنگل باز هم تغيير كرد , مزارع بيشتر شدند ,هدايا هم بيشتر شد ولي آدمها تغيير نكردند !

با اينكه خاك جنگل تا آنجا كه مي توانست زباله ها را تجزيه مي كرد ولي پلاستيك را نمي شناخت! در طي چندين ميليون سال تجزيه تمام مواد را فرا گرفته بود ولي تجزيه اين تازه وارد را نه !

امسال هم آدمها مانند پارسال بودند , جنگل تغيير كرده بود , مزارع بيشتر از پارسال شده بودند و پلاستيك بيشتر از هر سال ! .

golestan national park

jangal

----------------------------------------------------------------------

پيوست :

+ تلاش فرداد دولتشاهي عزيز براي جمع آوري امضاء در جهت حمايت از محيط بانان قابل ستايش است . خواهشمندم با امضاء لينك مربوطه و تكثير لوگوي اعتراض در وبلاگ خويش به نداي اين عاشق وطن پاسخ دهيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 23:3  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

شايد اگر شما هم دريك جزيره دور افتاده , آن هم تنها گرفتار شده بوديد , مانند شخصيتهاي انيميشن تلويريون پيام نجات خود را درون بطري سر بسته اي مي گذاشتيد و به اميد اينكه كشتي ها آنرا ببينند به اقيانوس پرت مي كرديد !. واقعيت اينست كه در اينحالت پس از دو روز بروي بطري انبوه جلبكها رشد ميكنند وباعث سنگين شدن بطري مي شوند كه در نهايت باعث مي شوند بطري به همراه پيام نجات شما به قعر اقيانوس سقوط كند !.

اما بطريهاي آبي رنگي كه گاه گاهي در سواحل اقيانوسي ديده مي شوند هيچ رابطه اي با جزيره دور افتاده , رابينسون و پيام نجات ندارند بلكه كيسه هواي نوعي ژله ماهي به نام < مرد جنگنده پرتغالي > مي باشند كه به علت شكل بطري مانند آن به اين نام معروف شده اند !

مرد جنگنده پرتغالي(Physalia physalis)در راسته (Siphonophora)و در خانواده (Physaliidae)طبقه بندي مي شود. جنگنده پرتغالي از معدود ژله ماهياني است كه تقارن 2 وجهي دارند ولي مانند تمام ژله ماهيان واجد رشته هاي طويلي به نام تانتاكول است كه از انتهاي بدنش آويزان است و نكته ديگر اينكه مرد جنگنده پرتغالي يك كلني از 4 نوع پوليپ(polyp)است كه با همكاري هم پيكره جانور را مي سازنند ! كيسه هوايي آبي رنگ جنگنده پرتغالي يك پوليپ منفرد بزرگ به نام پنه ماتوفور(pneumatophore)است كه از هوا پر شده است اما در برخي جنسها درون كيسه هوا گاز منواكسيد كربن تا غلظت 90% انباشته مي شود . بدون در نظر گرفتن ماهيت موادي كه كيسه هوايي را پر مي كنند نقش كيسه هوايي غوطه ور نگه داشتن جانور بروي سطح اقيانوس است نكته مهم اينست كه اگر جانور تمام مدت در اينحالت بماند گرماي خورشيد اين كيسه را خشك مي كند و جانورخواهد مرد , به همين دليل جانور مجبور است براي مرطوب نگه داشتن كيسه با كم كردن حجم گاز درون آن به اعماق پايينتر سقوط كند .

تانتاكولها كه در شكار نقش دارند هر كدام پوليپ مجزايي به نام داكتيلوزوئيد(dactylozooid)مي باشند كه واجد نوعي سلول به نام نماتوسيت هستند . نماتوسيتها كه به مقدار بسيار بسيار زياد بروي تانتاكولها قرار دارند عامل گزشند به طوري كه تانتاكولها در اطراف شكار قرار مي گيرند و نماتوسيتها نيش زهر دار خود را به بدن جانور وارد مي كنند كه باعث مرگ شكار مي شوند . طول تانتاكولها در برخي موارد به 10 متر مي رسد . طولاني ترين تانتاكولي كه تا به حال گزارش شده 54 متر طول داشته است! . پس از صيد , جنگنده پرتغالي شكار را بوسيله تانتاكولها به سمت پوليپ ديگري به نام گاستروزوئيد gastrozooid)مي برد . گاستروزوئيد عامل هضم غذاي جانور است .گونوزوئيد(gonozooids)آخرين نوع پوليپ درجنگنده پرتغالي است كه در توليد مثل جانور نقش دارد .

تنها دشمن جنگنده پرتغالي لاكپشتهاي آبي هستند كه در مقابل سم اينها مصونند و از آنها تغذيه مي كنند . حلزونهاي آبزي نيز در برابر سم جنگنده پرتغالي ايمن هستند.

جنگنده پرتغالي را در سواحل آفريقا , شمال آمريكا , اروپا و استراليا مي توان يافت . نيش تانتاكولها براي انسان خطرناك است كه معمولا باعث درد هاي وحشتناك و مشقت بار خواهند شد و در معدودي موارد مرگ به همراه دارد نكته مهم اينست كه تانتاكولهايي كه از جلنور جدا ميشوند وبه ساحل مي آيند نيز گزنده هستند . دوش آب گرم و قرار دادن يخ بروي نواحي گزش يافته درد را كمي تسكين مي دهد واثر سم را كم مي كند .

portugal war

-----------------------------------------------------------------------------

قابل توجه علاقه مندان رشته گياه شناسي ! من به همراه مهران كريمي عزيز وبلاگي در زمينه گياهشناسي راه انداري كرديم و قصد داريم در تمام زمينه هاي اين رشته مطلب بنويسيم . منتظر نظرات و تذكرات سازنده شما عزيزان هستيم ! خواهشمندم به اين وبلاگ جديد لينك بدهيد !

( آدرس وبلاگ : http://giah1.blogfa.com  )

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 16:29  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

بيشتر جانوران به صورت غريزي به محافظت ونگهداري از نوزادان خود مي پردازند اما شيوه هاي مراقبتي در دوزيستان گوناگوني بيشتري نسبت به ساير جانوران دارد كه يكي از فاكتورهاي مهم بقاي اين گروه از جانوران مي باشد .

دوزيستان را در سه راسته ي , بي دم(Anura), دم دار(Caudata)و بي دست و پا (Apoda)طبقه بندي مي كنند كه در هر سه راسته شيوه هاي مراقبت از نوزادان بسيار جالب و در نوع خود بي نظير است .

برخي دروزيستان با ساختن لانه و يا پناهگاه براي تخم هاي خود علاوه بر محافظت از تخمها در مقابل صيادان , محيط مرطوبي را نيز براي تخمها ايجاد مي كنند كه شرط بقاي تخم تا رسيدن به مرحله لاروي است . در قورباغه درختي ژاپني(Rhacophorus schlegeli)جفتها با همكاري هم تونلي را حفر مي كنند و آنرا با پوشش كف مانندي كه خود توليد مي كنند پر مي كنند و سپس در تونل حقر شده تخم گذاري كرده و لانه را ترك مي كنند . تخمها در محيط كف مانند كه رطوبت لازم را تهيه مي كند رشد كرده و لاروها نيز از تونل به بركه يا رود هدايت مي شوند و دگرديسي را در آنجا انجام مي دهند , و يا در گونه (Phrynixalus biroi)جنس ماده تخمهاي بزرگش را در كيسه ژلاتيني سوسيس مانندي كه خود آنرا ترشح مي كند قرار داده و در رودخانه رها ميكند . اما بسياري از دوزيستان به طور مستقيم از تخمها مراقبت كرده و حتي تخمها را براي مراقبت بيشتر , همراه خود به هر كجا كه بروند مي برند ! .

در گونه (Mantophryne robusta) از دوزيستان بي دم , جنس نر در يك مكان امن مي نشيند و كيسه ژلاتيني كه معمولا حاوي 17 عدد تخم است را با دستهاي خود نگه مي دارد. و يا مشاهده شده كه در جنسهاي مختلف آسي سيليانها (Ichthyophis)كه جز دوزيستان بي دست و پا هستند , جنس ماده تخم ها را در نقب هايي از خاك مرطوب مي گذارد و خود تا موقع خروج لاروها به دور تخمها مي پيچد .

جالب ترين حالت از مراقبت تخمها در گونه هاي زير ديده مي شود .

در راسته دوزيستان دم دار و در خانواده (plethodontidae)جنس سمند تيره (Desmognathus Sp.)با 19 گونه قرار مي گيرد , در اين چنس از سمندر, جنس ماده رديفي از تخها را به صورت گردن بند به دور گردن خود قرار داده و با خود حمل مي كند . وزغ اروپايي (Alytes Sp.)با چند گونه كه در خانواده(Discoylossidae)طبقه بندي مي شود را در بيشتر مناطق اروپا و در نواحي از شمال غرب قاره آفريقا مي توان يافت . در اين جنس از وزغ , وزغ ماده تخمهايي به صورت زنجيره اي مي گذارد و جنس نر آنها را در خارج بدن خود بارور مي كند . سپس وزغ نر تخمها را در پشت و بين پاهاي خود قرار مي دهد تا محافظت از تخمها به بهترين نحو صورت پذيرد. در هنگام خروج لاروها , وزغ نر, در قسمتهاي كم عمق رودخانه قرار مي گيرد تا لاروها بدون مشكل خود را به آب برسانند . به علت اينكه جنس نر مراقبت از تخمها را به عهده مي گيرد به اين نوع وزغ , وزغ نيمه مونث (Midwife)نيز مي گويند .

قورباغه كيسه دار (Gastrotheca Sp)جزء خانواده (Hylidae), در آمريكاي جنوبي و مركزي زندگي مي كند . تخمها در ناحيه كلواك جنس ماده با اسپرم نر لفاح يافته و از آنجا به كيسه شكمي جانور ماده منتقل مي شوند .كيسه شكمي واجد مجموعه رگهاي خوني بسياري است كه اكسيژن مورد نياز تخمها را مهيا مي كند . قورباغه داروين(Rhinoderma Sp)كه در خانواده(Rhinodermatidae)طبقه بندي ميشود , تنها واجد دو گونه بوده و در ناحيه كوچكي در جنوب غرب آمريكاي جنوبي زندگي ميكنند . قورباغه داروين تخمها خود را بروي زمين مي گذارد ولي قبل از تولد تدپولها ( لارو) , قورباغه نر آنها را وارد دهان خود مي كند و در كيسه صوتي زير گلوي خود نگه داري مي كند تا لاروها به قورباغه كامل تبديل شده و سپس از دهان پدر خارج مي شوند . 

 اما شايد جالب ترين شيوه نگه داري تخمها مربوط به نوعي وزغ به نام وزغ سورينام (Pipa Sp.)باشد . وزغ سورينام (پيپا ) بومي آمريكاي جنوبي و با طولي در حدود 20 سانتيمتر , تقريبا تمام عمر خود را در آب مي گذراند . ظاهري شبيه به برگ درخت داشته و بدني كه به نظر له شده مي آيد ! با پاهايي بزرگ و مشبك! . اما توليد مثل اين گونه نيز بي نظير است.در فصل توليد مثل پوست پشت جنس ماده , كلفت , رگدار و ژلاتيني مي شود . بعد از تخم گذاري جنس نر تخمها را درون پوست ژله اي شده ماده فشار داده و با اين ترتيب هر تخم در يك حفره انفرادي قرار مي گيرد . پس از اين عمل پشت جانور ماده منظره اي شبيه به شانه عسل پيدا ميكند! . لاروها پس از خروج از تخم در همين محل مانده و هنگامي كه تبديل به يك قورباغه كامل و كوچك در حد 2 سانتيمتر شده از درون پوست پشتي مادر خود خارج مي شوند و زندگي خود را درون آب رودخانه ادامه مي دهند .

frog

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 14:8  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

 راسته گنجشك سانان (passeriformes)از نظر تعداد بزرگترين راسته پرندگان بوده و بيش از نيمي از پرندگان جهان را شامل مي شود !

پرنده هاي بهشتي با آن پرهاي رنگين و مسحور كننده نيز در اين راسته و در خانوادهParadisaeidae  طبقه بندي مي شوند .

تمام جنس هاي اين خانواده در نواحي بين شرق اندونزي , گينه نو و شمال استراليا پراكنده اند .

پرهاي رنگين و بلندي كه از بالها , دم و سر اين پرنده ها خارج مي شوند , مخصوص جنس نر بوده وجنس ماده با پرهاي قهوه اي خاكستري تا سياه , از زيبايي كمتري برخوردارند . در دنياي جانوران به اين حالت ديمورفيسم ( دوشكلي) جنسي مي گويند كه جنس نراز لحاظ ظاهري تفاوت زيادي با جنس ماده دارد . البته اين همه رنگ و زيبايي در جنس نر تنها براي جلب توجه پرنده ماده ايجاد شده است ! . در فصل جفت گيري پرنده هاي نر هر جنس با باز كردن پرها و حركات رقص مانند به جلب توجه ماده ها مي پردازند .

زيباترين پرنده از اين خانواده , جنسparadisaea و خصوصا گونه Paradisaea apodaمي باشد كه پرهاي آن در قرن گذشته براي تزئين لباس به اروپا برده مي شد كه البته در كاهش جمعيت اين پرنده نيز تاثير بسزايي داشته است و زيباترين حركات رقص در زمان جفت گيري مربوط به دو جنسParotia Sp. وCicinnurus sp.مي باشد كه شباهت زيادي به رقص باله دارد لازم به ذكر است كه جنس Cicinnurus sp.از معدود جنسهاي اين خانواده است كه هر دو جنس نر و ماده شبيه به هم بوده و اصطلاحا ديمورفيسم جنسي در اين جنس ديده نمي شود .

جنسهاي ديگر پرنده بهشتي عبارتند از : آرفك بهشتي (Astrapia nigra) كه تقريبا به اندازه زاغ است و پرهاي ارغواني وسبز با شاه پرهاي بلند سفيد زيبايي خاصي به آن مي دهد .

منقار داسي( Epimachus albertisi)گونه ديگري با طول 35 سانتيمتر از اين خانواده است كه منقار داس مانند و پرهاي قهوه اي رنگ آن در اولين نظر جلب توجه مي كنند .

مانوكود براق(Manucodia atra)با پرهاي سبز آبي و مردمك چشم قرمز رنگ در هنگام جفت گيري مانند جنسLopharina sp.پرهاي اطراف گردن و روي سينه خود را مانند دو بال كوچك باز و بسته مي كنند .

جنسهايCicinnurus regius كه پرهاي دمي ويژه اي دارد ( دو انتها پر به خارج فر خورده است ) و جنس پرنده بهشتي صغير(paradisaea minor)با شاهپرهاي زرد و بلند از گونه هاي بسيار زيبا هستند .

پرنده هاي بهشتي بيشتر از ميوه درختان و گاهي حشرات تغذيه مي كنند . شكار پرنده براي فروش به كلكسيونرها و تخريب زيستگاههاي جنگلي , جمعيت بسياري از گونه هاي اين خانواده را در وضعيت خطرناك و نزديك انقراض قرار داده است .

به هر حال دست بشر به هر كجا كه برسد اگر اثري جز تخريب و انقراض داشته باشد باعث تعجب است !.

bird of paradise

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 14:39  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin

 فارس- سازمان دامپزشكي كشور اعلام كرد: «با پيگيري حوزهء نمايندگي ولي فقيه در سازمان دامپزشكي كشور و تدبير نمايندهء ولي فقيه در وزارت جهاد كشاورزي، پس از تبيين توجيهات اقتصادي و فني طرح پرورش كروكوديل (تمساح) , فتواي جواز پرورش تمساح‌براي اولين بار در ايران، صادر شد.»

به گفتهء سلطاني،"كروكوديل يا همان تمساح حيواني است مهره‌دار و تخم‌گذار كه داراي خون جهنده بوده و فلس‌هايي در زير پوست دارد كه براساس نظريات كارشناسان، اين حيوان داراي كاربردهاي اقتصادي فراوان با ارزش افزودهء بالاست به طوري كه هم‌اكنون در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، به شكل يك صنعت درآمده و از گوشت، پوست و ساير اجزاي بدن حيوان، جهت مصارف صنعتي، دارويي و چرم‌سازي استفاده دارد .

Biology4all : از اين گزارش مشخص نشد كه آيا گوشت كركوديل حلال شده است ويا ذكر مواردي چون خون جهنده كه شرط حلال بودن پستاندارن ( سم دار با سم شكافته ) و وجود فلس كه شرط حلال بودن ماهي است چه ربطي به خزنده ويا به اصطلاح چه رابطه اي با شقيقه دارد ! و فتوي براي پروش يك جانور چه معني دارد ؟ مگر در بسياري از مكان ها موش , ميمون و يا حتي خوك براي استفاده در آزمايشگاه پرورش داده نمي شود؟!

نتيجه گيري : طبق رابطه فلس و شقيقه ! مي توان نتيجه گرفت كه :

با توجه به اينكه فلس خزنده از كراتين ساخته شده و مو , ناخن , پنجه و شاخ تمام جانوران نيز از كراتين تشكيل شده پس پرورش تمام جانوران بلامانع بوده و با اين ترتيب دارو و موادي كه از اينها نيز استخراج مي شود حلال و طيب و طاهر است ! و چه آبگوشتي بشود آبگوشت پلنگ !

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 0:0  توسط صالح كاميابي  | 
Balatarin