تبليغاتX
گوناگون از زيست شناسي

گوناگون از زيست شناسي

جهان هر کس به اندازه وسعت دانش اوست - مولا علی(ع)

به چهار دليل حفظ گونه هاي گياهي و جانوري براي انسان با ارزش هستند و به همين دلايل بايد علاوه بر مديريت صحيح،  سرمايه گذاريهاي لازم و كافي در اين زمينه صورت گيرد.

 

1) دليل منفعت طلبانه :

اين دليل بر اين اساس پايه گذاري شده است كه بسياري از گونه هاي وحشي براي ما مفيد هستند و لذا به دور از عقل است كه قبل از داشتن فرصت آزمودن و بهره برداري، آنها را ازبين ببريم و به همين جهت لازم است تنوع ژنتيكي تمام گونه ها حفظ شود. براي مثال توليد محصولات كشاورزي جديد از قبيل واريته هاي مختلف گندم وذرت نياز به وارد كردن مداوم خصوصيات ژنتيكي تازه از نژادهاي وحشي است تا دورگه هاي جديد بوجود آيد. موجودات بيماري زايي كه به گياهان حمله مي كنند دائما خصوصيات ژنتيكي خود را تغيير مي دهند و محصول قديمي در مقابل اين عامل آسيب پذير مي شود به همين جهت وارد كردن مداوم خصوصيات ژنتيكي گونه هاي وحشي براي مقابله با اين مشكل لازم است و بايد به هر ترتيبي است مانع از انقراض گونه هاي وحشي شد.

بسياري از تركيبات شيميايي مهم از موجودات وحشي به دست مي آيد مانند داروي ديژيتالين كه از گياه انگشت دانه(Digitalis purpurea) به دست مي آيد و بسياري از داروهاي ضد سرطان  و تركيبات استروئيدي كه از گياهان و جانوران استخراج مي شوند.

در توليدات گلخانه اي نيز لازم است گونه هاي دورگه ايجاد شود و با تنوع دورگه ها درآمد گلخانه افزايش يابد.

زندگي بسياري از مردم بومي وابسته به تنوع زي گونه است و كاهش تنوع گونه ها،  باعث فقر شديد اين گروه از مردم مي شود كه هزينه هاي بسياري را براي دولت ها به همراه دارد .

بسياري از گونه ها به خصوص گياهان و باكتريها، مواد سمي را از آب ، خاك و هوا ميگيرند و از آنجا كه گونه هاي مختلف،  آلودگيهاي مختلفي را از محيط حذف مي كنند بنابرين تنوع گونه ها بهترين امكان مهار آلودگي را فراهم مي سازند  كه با از بين رفتن آنها زندگي انسان نيز به خطر مي افتد.

علاوه بر تمامي موارد ذكر شده حيات وحش مي تواند يكي از دلائل جذب توريست باشد و اكوتوريسم باشد و به عنوان يكي از منابع درآمد براي كشورها در نظر گرفته مي شود.

 

2) دليل اكولوژيك:

هر تك گونه در يك اكوسيستم و در كل زيست سپهر نفش خاصي به عهده دارد كه براي بقاء حيات و بقاي ما مهم است . آلدولئوپود در كتاب ‹‹ سالنامه ي سندكانتي›› آورده است كه :'' كشف برجسته ي قرن بيستم نه راديو و نه تلويزيون بلكه پي بردن به پيچيدگي زمين به حيث يك ارگانيسم است، نگه داشتن هر چرخ دنده و هر عضو اولين شرط احتياط از جانب يك تعميركار هوشمند است'' بر همين اساس عقل حكم مي كند كه براي هر گونه ارزش اكولوژيك در نظر گرفته شده است كه مانند يك چرخ دنده براي يك ماشين بزرگ كه همان زمين است نقش مخصوص به خود را بازي مي كند پس بشر بايد مانند يك تعمير كار مجرب در نگه داري هر قطعه از اين ماشين بزرگ تلاش كند.

جنگلها موجب كند شدن تلفات و فرسايش خاك به خصوص در آن دسته از نواحي مي شود كه بارندگي زياد، كوه زايي تكتونيك شديد و سنگ مادري نرم است. جنگلها موجب تثبيت منابع آب و روان آب مي شوند. محاسبات نشان مي دهد كه بيش از نيمي از بارندگيهاي ناحيه آمازون به علت وجود جنگل است و جنگل زدايي حوضه آمازون در شمال برزيل چندان اقليم اين منطقه را تغيير داده است كه در آينده نزديك ديگر كشاورزي نيز در اين منطقه امكان پذير نخواهد شد.

 

3) دليل زيباشناختي و فرهنگي:

اين دليل بر اين نكته استوار است كه زي گونه بر كيفيت حيات مي افزايد و برخي از زيباترين و جذاب ترين جنبه هاي موجوديت را براي ما ايجاد مي كند كه زندگي بشر را از تمام جنبه هاي هنري تحت تائير قرار مي دهد ؛ همانطور كه ادبيات و هنرهاي ديگر تا به امروز به تجليل از زيبايي و تنوع حيات مشغول بوده است .

 

4) دليل اخلاقي:

هر گونه ي  زنده اخلاقاً حق زندگي دارد صرف نظر از اينكه انسان به آن نياز داشته باشد و يا خير!.

 

+ البته دلايل ذكر شده در بيشتر مواقع باعث تضاد بين گروه هاي مختلف مي شود به عنوان مثال اخيرا مشخص  شده است كه نوعي درخت سرخدار(Taxus Sp.) ماده اي ضد سرطان به نام تاكسول توليد مي كند كه در درمان سرطان تخمدان بسيار موثر است و بر اساس دليل منفعت طلبانه اين گياه حائز اهميت است از طرف ديگر براي تامين تاكسول مورد نياز براي درمان يك بيمار لازم است 6 درخت سرخدار 100 ساله قطع گردد اما اين درخت زيستگاه نوعي جغد خالدار است در اينجا يك استدلال منفعت طلبانه در مقابل بحث اخلاقي و زيباشاختي قرار ميگيرد؛  آنهايي كه منحصرا دنبال داروي ضد سرطان هستند راي به برداشت درختان موجود و كاشت مجدد آنها مي دهند تا در فواصل صد ساله مورد بهره برداري قرار گيرد و آنهايي كه به جغد خالدار علاقه مند هستند در پي حفظ جنگل به صورت دست نخورده هستند!

پس اولين گام براي در برقراري حفاظت از زي گونه اين است كه مشخص شود آيا هدف، حفظ يك گونه است يا تنوع كل، و آيا توجيه اصلي منفعت طلبانه، بوم شناختي، زيباشناختي و يا اخلاقي است . مي توان حفاظت از يك گونه ي در خطر و كل زي گونه هر دو را مهم دانست اما دست يابي به هر دو هدف در آن واحد امكان پذير نيست.

 

+ منبع:شناخت محيط زيست ، زمين سياره زنده ، دانيل بوتكين و ادوارد كلر، ترجمه استاد عبدالحسين وهاب زاده .

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 15:10  توسط صالح كاميابي  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انقراض يكي از قوانين طبيعت است و سرنوشت نهايي همه ي گونه ها انقراض است. در مقابل انقراض، گونه زايي وجود دارد كه با انقراض در حال تعادل است و در برخي موارد بيش تر از آن است، انقراض طبيعي به اين معني است كه گونه اي طي فرايند رقابت و تكامل جاي خود را به گونه ي موفق تر مي دهد و حذف مي شود . اما حذف ناگهاني گونه ها، بدون الگوي منطقي مسئله اي است كه تعادل بين گونه زايي و انقراض را بر هم مي زند و به همين جهت بايد مورد توجه قرار گيرد. گذشته از فاجعه هاي طبيعي و برخي عوامل محيطي كه باعث انقراض ناگهاني مي شوند؛ نقش انسان در اين قضيه بسيار فاجعه بار تر است . بهره برداي و شكار، حذف و برهم زدن زيستگاه ، وارد كردن گونه هاي جديد و غريبه به يك اكوسيستم و آلوده كردن محيط زيست همگي عواملي هستند كه توسط انسان به طبيعت تحميل مي شوند و با حذف سريع گونه ها روند طبيعي انقراض كه براي هر گونه حدود 10 ميليون سال است را با اشكال مواجه مي كند كه اين پديده اثرات ناگواري بروي كل حيات خواهد داشت !

حال اين سوال مطرح مي شود كه به فرض اينكه انسان ميزان انقراض گونه ها را 1000 برابر تسريع كرده باشد و چند گونه جانوري و گياهي نيز قرباني پيشرفت انسان شده باشند اما لازم است انسان با صرف هزينه هاي هنگفت به حفظ گونه هاي جانوري و گياهي بپردازد ؟ آيا غير از اين است كه به فرض تخريب زيستگاه حيواناتي كه در ظاهر هيچ اهميتي در حيات انسان ندارند، زمينهاي كشاورزي ايجاد مي شوند و بشر يه سمت توسعه بيشتر گام بر مي دارد ؟! ودر آخر اينكه  اين حفظ حيات گونه ها چه تاثيري در زندگي انسان خواهد داشت ؟

 

+ همه ما مي دانيم كه حفظ گونه هاي جانوري و گياهي اهميت دارد اما اين اهميت به چه دليل است؟  بهترين راه براي درك اين اهميت  اين است كه با مطالعه مسائل زيست محيطي و تفكر در اين باب به بحث در مورد مسائل زيست محيطي و سوالات مطرح شده پرداخته شود  و به همين جهت از همه خوانندگان وبلاگ تقاضا دارم  به سوالات مطرح شده با هر بينشي كه از مسائل زيست محيطي دارند پاسخ دهند .

                                     منبع عكس : http://thelittlechimpsociety.com/wp-content/uploads/2007/07/extinction.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 14:22  توسط صالح كاميابي  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گونه هاي بسياري در جهان وجود دارند كه براي تكامل و بقاء خود چاره اي جز نفوذ به بدن موجودات ديگر ندارند . در اين ميان انسان نيز ناخواسته ميزبان اين بيگانگان  قرار ميگيرد، تا بقاء نسل بعد آنها را تضمين نمايد .  

علاوه بر لارو معدودي از دو بالان (بيگانه1)  بسياري از كرمهاي حلقوي و يا پهن،  بخشي از زندگي خود را در بدن انسان مي گذرانند  كه به انگلهاي داخلي موسوم هستند.

انگلها از راهاي مختلف بدن را آلوده مي كنند؛  يا مستفيما از طريق پوست وارد مي شوند و يا از طريق دهان باعث سرايت بيماري مي شوند.

گونه Fasciola hepatica يا كرم كبد گوسفند بيشتر در مجاري صفراوي گوسفند و يا گاو و به طور اتفاقي در انسان يافت مي شود حضور اين انگل در بدن باعث استحاله و تخريب كبدي و دربرخي موارد مرگ مي شود. كرمهاي كبد را جز كرمهاي پهن و در رده ي  كپلكها يا بادكش داران(Termatoda) دسته بندي مي كنند.

نحوه آلودگي ميزبان به اين ترتيب است كه تخمهايي كرم كبد كه از طريق مدفوع ميزبان ديگري دفع شده است  طي مدت 9 روز در محيط گرم و مرطوب رشد كرده و از هر تخم يك لارو ميكروسكوپي خارج مي شود كه به اين لارو در اصطلاح ميراسيديوم(Miracidium) مي گويند ، هر ميراسيديوم تنها 8 ساعت زمان دارد تا نوعي خاصي از حلزون به نام Lymnea bulimoides و يا Lymnea columella را بيابد در غير اينصورت از بين مي رود . به محض اينكه ميراسيديوم حلزون مناسب را پيدا كند از طريق بافتهاي نرم حلزون وارد محفظه ريوي يا عروق لنفي آن مي شود.

در بدن حلزون، ميراسيديوم ها طويل مي شوند و به صورت كيستهاي موسوم به اسپوروكيست در مي آيند.  در داخل هر اسپوروكيست(Sporocyst)  تقسيمات سلولي زيادي رخ مي دهد و نوع ديگري از لارو به نام رديا(Redia) از هر كيست خارج مي شود.  بين 3 تا 8 رديا در هر كيست توليد مي شود.

بعد از چند روز مجددا هر رديا به صورت كيست در آمده و مجددا تقسيمات سلولي را از سر ميگيرد ونوع سوم لارو به نام سركاريا(Cercaria) را بوجود مي آورند . سركاريا كه واجد دم بلندي است از بدن حلزون خارج مي شود و شنا كنان در محيط مرطوب اطراف رودخانه خود را به يك گياه مي رساند و در آنجا مستقر مي شود و به صورت كيست در مي آيد كه در اين مرحله به آن متا سركاريا مي گويند . به طور كلي از هر تخم كرم كبد كه از بدن ميزبان دفع مي شود حدود 300 لارو سركاريا بوجود مي آيد.

 هنگامي كه يك گوسفند و يا هر ميزبان ديگري، علفهاي آلوده به متا سركاريا را بخورد ، كيست ها در معده هضم مي شود و لاروها از جدار روده به طرف كبد مي روند و چند هفته در كبد به سر مي برند كه اين عمل آسيبهاي جدي به بافت كبد مي رساند ، لار وها پس از آن  وارد مجاري صفراوي شده و چندين ماه در آنجا زندگي مي كنند و بالغ مي شوند. هر كرم كبد بالغ مجددا مي تواند نيم ميليون تخم ايجاد كند كه اين تخمها از طريق مدفوع حيوان دفع شده  و چرخه زندگي جانور ادامه مي يابد .

        

                                                       شكل 1. چرخه زندگي كرم كبد گوسفندي

 

گونه هاي ديگر از بادكش داران(Termatoda) مانند Clonorchis sinensis ، Dicrocelium dentriticum و Schistosoma باعث آلودگي هاي بافتها انساني مي شوند .

گونه Clonorchis sinensis يا كرم كبد انسان ، چرخه زندگي مشابه كرم كبد گوسفند دارند با اين تفاوت كه سركاريا پس از خروج از بدن حلزون بروي گياهان استقرار نمي يابند بلكه در محيط رودخانه وارد بدن ماهياني مانند كپور شده و از طريق آن باعث آلودگي انسان مي شوند .

گونه شيستوزوما(Schistosoma) ظاهر جالبي دارد جانور نر اندازه اي در حدود 10 تا 15 ميليمتر دارد . لبه هاي جانبي بدن كرم بروي خود برگشته و محفظه اي  شيار مانندي را بوجود آورده كه كرم ماده در آنجا استقرار مي يابد.

 بر خلاف كرم كبد، شيستوزما در سياهرگ هاي باب ، بزرگ سياهرگ زيرين ، سياهرگ مثانه اي و سياهرگ طحال شخص آلوده زندگي مي كند. تخمها از طريق سياهرگ مثانه وارد مثانه شده و از طريق ادرار دفع مي گردد اگر ادرار وارد آب شود، تخمها تبديل به ميراسيديوم شده و براي يافتن حلزون مناسب به تكاپو مي افتند . ميراسيدويمي كه وارد بدن حلزون مي شود بر خلاف كرم كبد رديا تسكيل نمي دهد و از كيست مستقيما سركاريا خارج مي گردد . سركارياي شيستوزوما علاوه بر اينكه از طريق دهان وارد مي شود مي تواند پوست انسان را در نواحي مانند انگشتان پا سوراخ كند و مستقيم وارد بدن شود و با تجمع در سياهرگها بيماري به نام schistosomiasis را بوجود مي كرد .

              

شكل 2. چپ : شيستوزماي نر، نوع ماده را در شياري كه از لبه هاي جانبي بدنش ايجاد شده نگه داري مي كند. راست: شيستوزوماسيس به علت تجمع شسيتوزوما در سياهرگ ها بوجود مي آيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 17:42  توسط صالح كاميابي  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin